www.mahdiblog.com در انتظار منجی
اللهم عجل لولیک الفرج

دوشنبه بیست و هفتم دی 1389

نقش زن در ارتقاء معنوي جامعه


زنان و بانوان از اركان اساسي جوامع بشري اند و عالي ترين نقش سازنده را با عناوين همسر و مادر در دواير زيستي انساني دارا مي باشند و بدين خاطر است كه اگر بانوان در جامعه اي سالم و با كمال و عفت پيشه باشند و از انحرافات بنيان برانداز بدور باشند ،‌آن جامعه در كمال سلامت اخلاقي و سعادت انساني خواهد بود . بنابراين بي جهت نيست كه دين جاوداني اسلام كه دربردارنده تمامي نيازهاي بشر مترقي تا پايان قرون تكاملي انسان است اهميت زيادي به اين قشر بزرگ و مهم جامعه داده است.

امروزه تبليغات وسيع فرهنگي فاسد غرب عليه اسلام ناب محمدي(ص) و نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران سبب گرديده تا جوانان با اشكال مختلف تهاجم فرهنگي بيگانگان مواجه شوند كه از جمله آنها مي توان به مواد مخدر، قرصهاي روان گردان ، فيلم ها و cd هاي مبتذل و پخش برنامه هاي متعدد تلويزيوني از طريق ماهواره ، سايتهاي اينترنتي با مضامين خلاف عفت عمومي و استفاده جوانان از لباسهاي محرك و بدن نما و نا متعارف در جامعه ايران اشاره كرد كه برخي در اثر جهل و ناداني و آشنا نبودن با فرهنگ غني اسلامي ايراني و تعداد نادري در اثر عناد با اسلام و به جهت به فساد كشاندن جوانان ايران زمين و جلوگيري از پيشرفت و تعالي آنان دست به استفاده و ترويج و گسترش اينگونه حربه هاي فرهنگي در جامعه مي زنند.

در ميان اين هجمه هاي فرهنگي از زنان به عنوان ملعبه اي براي دستيابي به مقاصد شوم خود بهره هاي فراواني برده اند و آنان را در جهت رسيدن به خواسته هاي خود استثمار قرارداده و به نوعي از آنان استفاده ابزاري نموده اند . بانوان بايد با آگاهي بيشتر با اين گونه بهره كشي هاي فرهنگي مبارزه نمايند.

قوانين اسلامي و تعالي جايگاه زن

اسلام وظيفه مهمي را بردوش زنان نهاده كه با پوشش و عفت كامل خود، از راههاي انحراف و فساد جلوگيري كنند و براي ترقي و كمال خود و جامعه سعي و تلاش نمايند .

اسلام آموختن علم و دانش و نيل به مدارج عاليه اجتماعي و علمي و فرهنگي و سياسي را بر زنان مجاز دانسته است و پيامبر عظيم الشأن اسلام (ص) با يك جمله زيبا و رسا ، خط بطلاني بر تمامي طرز تفكرهاي جاهلي كشيده و فرموده است :

«طلب العلم فريضه علي كل مسلم و مسلمه»

يعني كسب علم و دانش بر همه مسلمانان (چه مرد و چه زن) واجب است.

و نيز همان حضرت دست دختر خود را نه فقط به جهت عواطف پدري بلكه به عنوان ارج نهادن به مقام ارزشمند زن مي‌بوسيدو راه و رسم برخورد با زنان را به همگان مي آموخت.

احترام و ارزش زن در جامعه تا حدي است كه به فرموده رهبر فقيد انقلاب «از دامان زن، مرد به معراج مي رود.»يعني زناني با عنوان مادر هستند كه مي توانند افرادي چون خميني ، مطهري ، رجائي ، بهشتي، صياد شيرازي،كشوري ، شيرودي و امثالهم را پرورش دهند كه سرنوشت تاريخ به دست آنها تغيير كند . و اينگونه مادران به واقع مصداق حديث شريف منقول از حضرت رسول اكرم (ص) است كه : «بهشت زير پاي مادران است .»؛ در مقابل مادراني هم بوده اند كه انسانهاي فاسد و خونريز و سفاكي به جامعه تحويل داده اند .

همانطور كه مطلع هستيد خانواده كوچكترين ركن سازنده اجتماع است و اگر خانواده سالم باشد مسلماً جامعه نيز رو به صلاح و ترقي مي رود . از اين رو است كه اسلام براي كار زن در منزل ارج و منزلت فراوان قائل شده است و اين بدين خاطر است كه اگر كانون گرم خانواده توسط مادر و زن به محيطي آرام و با محبت و دور از اضطراب و دلهره تبديل شود زمينه را براي رشد و تربيت جسمي ، تربيتي ، فكري و معنوي كودكان كه آينده سازان مملكت هستند فراهم مي سازد و همانا كودكاني كه در چنين خانواده هايي پرورش يافته اند از آرامش روحي برخوردار بوده و در تعامل با سايرين دچار برخورد هاي زننده و زشت و به دور از اخلاق و تربيت اسلامي نمي‌شوند و انسانهايي كه آينده را خواهند ساخت افرادي با تعادل رواني در برخورد هاي اجتماعي مي‌باشند.

يكي از صفات زنان شايسته مسلمان عفت و پاكدامني است كه اين خود عامل مهمي در عدم ايجاد برخي اختلافات زناشويي در زندگي مشترك مي باشد .در حديثي از امام صادق (ع) نقل شده است :

«زن صالح از طلا و نقره با اَرزش تر است.»

اين حديث شريف ارزش زن در امور معنوي را به طور اجمال بيان مي دارد . زيرا اگر در راه تربيت فرزند و امور ديگري كه برعهده اوست قدمهاي مثبتي بردارد مي تواند انسانهاي بزرگي را پرورش دهد كه سبب دگرگوني عالم را فراهم آورند .

 

منابع :
آنچه يك زن بايد بداند ،نوشته اسدا... محمدي نيا
بانوان نمونه ، نوشته سيد مهدي شمس الدين

 

نوشته شده توسط فرزانه حبوطی در 3:43 | لینک ثابت 3 نظر

جمعه بیست و چهارم دی 1389

25 وظیفة مؤمنان در زمان غیبت امام زمان(عج)

از زبان آيت‌الله آقا نجفي

آيت‌الله شيخ محمّدتقي اصفهاني مشهور به آقا نجفي در يك‌صد سال پيش با تتبّع در روايات و احاديث اهل‌بيت(ع)، پنجاه ‌و چهار وظيفة مؤمنان در زمان غيبت امام زمان(عج) را در دو جلد بيان مي‌كند.

اكنون 25 وظيفة اوّل با اندكي تصرّف و تلخيص در پي مي‌آيد:

  • وظيفة اوّل، غمگين بودن به  علّت مفارقت آن‌جناب و مظلوميّت آن حضرت.

در «كافي» از حضرت صادق(ع) منقول است كه فرمود: «كسي‌كه مهموم باشد براي ما و غمناك باشد به جهت مظلوميّت ما، نفس كشيدن او، ثواب تسبيح دارد».

  •  وظيفة دوم؛ منتظر فرج و ظهور آن حضرت بودن.

در جلد دوم «كمال‌الدّين وتمام‌النّعمـ↨» از امام محمّد تقي(ع) منقول است كه فرمودند: «قائم ما آن مهدي‌ است كه واجب است در زمان غايب بودن او انتظار او را داشتن و او سومي از اولاد من است...»

و از حضرت امير‌المؤمنين(ع) روايت شده است كه: «افضل عبادت‌ها، انتظار فرج است.»1

و در حديث ديگر از حضرت صادق(ع) منقول است كه: «هر مؤمني بميرد در حالي‌ كه منتظر ظهور آن‌جناب باشد، مثل آن است كه در خيمة حضرت قائم(ع) بوده باشد».2

  •  وظيفة سوم، گريه كردن در دوري آن‌ حضرت و به جهت مصيبت آن‌جناب.

در كمال‌الدّين از حضرت صادق(ع) روايت شده  است كه فرمودند: «به‌خدا قسم غايب مي‌شود امام شما زماني از روزگار و آزموده مي‌شوند تا آنكه گفته مي‌شود، مرد و از دنيا رفت يا به ‌كدام وادي رفت و هر آينه ‌چشم‌هاي مؤمنان بر او گريان مي‌شود.»3

و از حضرت رضا(ع) مروي است كه: «هر مؤمني ياد كند مصيبت ما را ـ يعني مصيبت پيغمبر(ص) و هر يك از ائمه را ـ پس گريه كند يا كسي را به جهت ظلمي كه بر ما شده بگرياند، روز قيامت با ما و در درجة ما است.»

  •  وظيفة چهارم، به امر امام، تسليم و مقيّد باشد و در امر ظهور عجله نكند.

يعني چون و چرا در امر ظهور آن‌جناب نكند و آنچه از جانب آن‌ حضرت مي‌رسد، صحيح و مطابق با حكمت بداند كه در كمال‌الدّين از حضرت امام محمّد تقي(ع) روايت شده است كه فرمود: «امام بعد از من، پسر من علي است. امر او، امر من است و قول او، قول من و طاعت او، طاعت من و امام بعد از او پسر او حسن است، امر او، امر پدر اوست و قول او، قول پدرش و طاعت او، طاعت پدرش.» آنگاه ساكت شدند. راوي گويد، پرسيدم: يابن رسول‌الله! پس امام بعد از حسن كيست؟ حضرت گرية شديدي كردند، آنگاه فرمودند: «امام بعد از امام حسن عسكري، پسر او قائم منتظَر است.» گفتم: يا بن رسول‌الله! چرا او را قائم گويند؟ فرمود: «براي آنكه قائم مي‌شود بعد از آنكه ذكر او مرده باشد و بيشتر قائلان به امامتش مرتد شوند.» گفتم: چرا او را منتظَر ناميدند؟ فرمود: «به‌جهت آنكه روزهاي غيبت او بسيار باشد و زمان غايب بودنش، دراز مي‌شود. پس، مخلصان، انتظار خروج او [را] كشند و شك‌كنندگان او را انكار كنند و منكران به ‌ذكر او استهزاء كنند و كساني‌كه وقت براي ظهورش معيّن كنند، دروغ‌گو باشند و عجله‌شوندگان هلاك شوند و تسليم‌شوندگان نجات يابند.»4

  •  وظيفة پنجم، به مال خود، آن حضرت را صله كنند.

    در «كافي» از حضرت صادق(ع) نقل شده كه فرمودند: «هيچ چيز نزد خدا محبوب‌تر از صرف نمودن مال، براي امام نيست و به  درستي كه خداوند در عوض يك‌درهم كه مؤمن از مال خود به صرف امام برساند، به اندازة كوه احد در بهشت به ‌او عطا مي‌فرمايد.» آنگاه فرمود: حق‌تعالي در قرآن كريم فرموده: «مَّن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِيرَةً و َاللهُ يَقْبِضُ و َيَبْسُطُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ؛ كيست آن كس كه به [بندگان] خدا وام نيكويى دهد تا [خدا] آن را براى او چند برابر بيفزايد و خداست كه [در معيشت بندگان] تنگى و گشايش پديد مى‏آورد و به سوى او بازگردانده مى‏شويد.»5 سپس فرمود: به خدا قسم اين آيه به خصوص در صله كردن امام به مال نازل شد.»6

    در «بحارالانوار» از «كامل‌الزّياراة»، ص 319 نقل شده است كه امام موسي كاظم(ع) فرمودند: «هر كس نتواند به ‌زيارت ما بيايد؛ بايد صالحان از دوستان ما را زيارت كند تا ثواب زيارت ما برايش نوشته شود و هر كس نتواند ما را صله كند، بايد نيكان از دوستان ما را صله كند تا ثواب صله كردن ما برايش نوشته شود.»

    •  وظيفة ششم، صدقه دادن به قصد سلامت آن‌ ذات، چنانچه در «نجم الثّاقب»، ص 442 ذكر فرموده‌اند.
    •  وظيفة هفتم، شناختن صفات آن حضرت و در هر حال عزم بر ياري آن ‌جناب داشتن و در فراقش ندبه و زاري كردن.7
    •  وظيفة هشتم، طلب كردن معرفت آن‌ حضرت از ذات اقدس الهي و خواندن اين دعا كه در كتاب كافي و كمال‌الدّين از حضرت صادق(ع) روايت شده است: «اللهمّ عرّفني نفسك، فانك إنْ لم تُعرّفني نفسك لم اعرف نبيّك، اللهمّ عرّفني رسولك فانّك إن لم تعرّفني رسولك لم اعرفْ حجّتك، اللهمّ عرّفني حجتك فانّك انْ لم تعرّفني حجتك ضللتُ عن ديني.»8
    •  وظيفة نهم، مداومت نمودن به خواندن اين دعا كه از حضرت صادق(ع) روايت شده است: «يا الله يا رحمن يا رحيم يا مقلّب القلوب ثبّت قلبي علي دينك.»9
    • وظيفة دهم، اگر بتواند به نيابت آن حضرت قرباني كند، چنانچه در «نجم‌الثّاقب» آمده است.
    •  وظيفة يازدهم، نبردن نام اصلي آن حضرت كه نام حضرت رسول‌الله است. [ضرورت دارد] شيعيان، آن حضرت را به لقب ياد كنند؛ مثل: قائم، منتظَر، حجّت، مهدي و امام غايب و در اخبار متعدّد، فرموده‌اند كه بردن نام آن حضرت در زمان غيبت جايز نيست.10
    •  وظيفة دوازدهم، برخاستن به  جهت احترام نام آن بزرگوار به ‌خصوص اسم «قائم»، چنانچه در ص 444 نجم‌الثّاقب آمده است.
    •  وظيفة سيزدهم، به هر ميزان كه ممكن است براي جهاد با دشمنان در ركاب آن‌ جناب، اسلحه مهيّا كند.

    در بحارالانوار از كتاب «الغيبـ↨ نعماني» منقول است كه حضرت صادق(ع) فرمود: «بايد مهيّا نمايد هر يك از شما براي ظهور حضرت قائم، آلت حربي اگر چه يك تير باشد، اميد است همين كه اين نيّت را داشته باشد، حق تعالي او را از اصحاب و ياران او قرار دهد.»

    •  وظيفة چهاردهم، در مهمّات به آن حضرت متوسّل شود و عريضة توسّل بيندازد. چنانچه در جلد 22 بحار منقول است.
    •  وظيفة پانزدهم، در دعا كردن، خدا را به حقّ آن حضرت قسم دهد و آن جناب را شفيع قرار دهد، چنانچه در كمال‌الدّين منقول است.
    •  وظيفة شانزدهم، بر دين قويم ثابت باشند و دنبال صداها و مزخرفاتي كه از هر گوشه‌اي برمي‌خيزد، نروند؛ زيرا تا خروج سفياني و صيحة آسماني بلند نشود، ظهور امام(ع)، واقع نمي‌شود.

    در جلد 52 بحارالانوار به نقل از «غيبت شيخ طوسي» از حضرت امام رضا(ع) روايت شده است: «سه ندا از آسمان بلند مي‌شود كه همه كس مي‌شنود و اين نداها در ماه رجب ظاهر مي‌شود. اوّل، الا لعنة الله علي الظّالمين. دوم؛ ازفة ‌الازفة يا معشر المؤمنين. سوم؛ مي‌بينيد بدني محاذي خورشيد و ندا مي‌شود: اين است امير‌المؤمنين كه به تحقيق براي هلاك كردن ظالمان برگشته است.» و در جلد دوم كمال‌الدّين منقول است: «اوّل كسي كه با امام زمان(عج) بيعت مي‌كند؛ جبرئيل است. آنگاه يك پاي [خويش را] بر بيت‌الله [الحرام] مي‌گذارد و يك پاي بر بيت‌المقدّس و ندا مي‌كند به ندايي كه همة خلايق مي‌شنوند: أَتَى أَمْرُ اللهِ فَلاَ تَسْتَعْجِلُوهُ».

    •  وظيفة هفدهم، معاشرت و رفت و آمد بسيار با مردمان روزگار او را از ياد امام زمان(عج) باز ندارد.

    در جلد اوّل كمال‌الدّين از امام محمّد باقر(ع) روايت شده است كه فرمودند: «مردم! زماني مي‌آيد كه امام غايب مي‌شود. خوشا به حال آنها كه بر امر ما ثابت باشند. در آن زمان، كمترين ثوابي كه براي آنها در نظر مي‌گيرند؛ اين است كه خداوند آنها را ندا مي‌فرمايد كه اي بندگان من! به سرّ من ايمان آورديد و حجّت غايب مرا تصديق كرديد. بشارت باد شما را به نيكويي ثواب، از شما قبول مي‌كنم اعمال خوب را و عفو مي‌كنم اعمال بد شما را و مي‌آمرزم گناهان شما را و به بركات شما باران مي‌بارم بر بندگانم و دفع بلا از آنها مي‌كنم، اگر شما نبوديد بر آنها عذاب مي‌فرستادم.»

    در ادامه، راوي پرسيد كدام عمل، افضل اعمال مؤمن در آن زمان است و پاسخ شنيد: «نگاه داشتن زبان و ماندن در خانة خود»؛ يعني بدون ضرورت با مردم دنيا معاشرت و رفت و آمد نكند، كه او را از ياد امامش باز دارد.

    •  وظيفة هجدهم، ذكر صلوات خاصّة آن حضرت؛ آن‌چنان كه در كتاب‌هاي بحارالانوار، «مكارم‌الاخلاق» و «جما‌ل‌الاسبوع» آمده است.

    صلواتي كه در صفحة 284 مكارم‌الاخلاق از شيخ طبرسي نقل شده، ‌بدين شرح است: «اَللهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ اَللهُمَّ اِنَّ رَسُولَكَ الصّادِقَ الْمُصَدَّقَ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَآلِهِ قالَ اِنَّكَ قُلْتَ ما تَرَدَّدْتُ في شَيءٍ اَ نَا فاعِلُهُ كَتَرَدُّدي في قَبْضِ رُوحِ عَبْدِي الْمُؤْمِنِ يَكْرَهُ الْمَوْتَ وَاَكْرَهُ مَسآئَتَهُ اَللهُمَّ فَصَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجَّلْ لِوَلِيِّكَ الْفَرَجَ وَالْعافِيَةَ وَالنَّصْرَ وَلا تَسُؤْني في نَفْسي وَلا في اَحَدٍ مِنْ اَحِبَّتي.»

    •  وظيفة نوزدهم، فضايل و كمالات آن حضرت را ذكر كردن؛ زيرا كه آن جناب وليّ‌نعمت و واسطه در جميع نعمت‌هاي خداوند است كه به ما مي‌رسد و طبق فرمودة امام سجاد(ع) كه در صفحة 422 مكارم‌الاخلاق ذكر شده، يكي از راه‌هاي شكر وليّ‌نعمت، گفتن فضايل و كمالات اوست.
    •  وظيفة بيستم، اظهار كردن اشتياق واقعي به زيارت جمال مبارك امام زمان(ع).

    چنانچه در جلد اوّل كمال‌الدّين وتمام‌النّعمه آمده است، حضرت امير‌المؤمنين(ع) به سينة خود اشاره مي‌كردند و آه مي‌كشيدند و اظهار شوق به لقاي امام دوازدهم را داشتند.

    •  وظيفة بيست و يكم، مردم را به سوي معرفت آن جناب و خدمت به آن بزرگوار دعوت كردن.

    در كافي از سليمان ‌بن ‌خالد، مروي است كه به حضرت صادق(ع) عرض كردم: مرا اهل بيتي است و آنها سخن مرا مي‌شنوند. آيا آنها را به سوي اين امر دعوت كنم؟ امام در پاسخ فرمودند: بلي! خدا در كتاب خويش مي‌فرمايد: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ؛11 اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد خودتان و كسانتان را از آتشى كه سوختِ آن مردم و سنگ‌هاست؛‏ حفظ كنيد.»

    •  وظيفة بيست و دوم، صبر داشتن در مقابل سختي‌ها و آزار دشمنان دين و سرزنش آنها در زمان غيبت امام زمان(عج).

    در جلد اوّل كمال‌الدّين از حضرت سيّد‌الشّهداء(ع) روايت شده كه فرمود: «هر مؤمني كه در زمان غايب بودن امام دوازدهم، بر اذيّت و تكذيب دشمنان صبر كند؛ به منزلة كسي است كه با كفّار در خدمت رسول‌الله(ص) جهاد كرده باشد.»

    •  وظيفة بيست و سوم، هديه كردن ثواب اعمال صالح خود مانند قرائت قرآن و غيره به امام زمان(ع).
    •  وظيفة بيست و چهارم، داشتن طلب زيارت آن حضرت.
    •  وظيفة بيست و پنجم، دعا كردن به وجود مبارك آن بزرگوار و طلب كردن فتح، نصرت و ظهور آن جناب از خداوند.

    در توقيع شريفي از آن حضرت روايت شده است كه فرمودند: «براي تعجيل در فرج من بسيار دعا كنيد، چرا كه گشايش و شادماني شما در آن است».12
    و از حضرت امام حسن عسكري(ع) مروي است كه فرمود: «اين دعا باعث ثبوت بر ايمان است».13

    ماهنامه موعود شماره 118

     

    پي‌نوشت‌ها:
    1. تحف العقول، ص 201.
    2. بحارالانوار، ج 52، ص 125.
    3. كمال‌الدّين و تمام‌النّعمه، ج 2، ص 347.
    4. همان، ص 378.
    5. سورة بقره (2)، آية 245.
    6. اصول كافي، ج 1، ص 537.
    7. نجم‌الثّاقب، ص 424.
    8. كمال‌الدّين وتمام ‌النّعمه، ج 2، ص 342.
    9. همان، ص 352.
    10. اصول كافي، ج 1، ص 332.
    11. سورة تحريم (66)، آية 6.
    12. احتجاج، ج 2، ص 284.
    13. كمال‌الدّين و تمام‌النّعمه، ج 2، ص 384.

     

    نوشته شده توسط فرزانه حبوطی در 3:29 | لینک ثابت 2 نظر

    چهارشنبه بیست و دوم دی 1389

    منتهاي آرزو

    منتهاي آرزو

    ديگر زجان سيرم، بيا برگرد مــولا
    زين هجر مي ميرم ، بيا برگرد مولا

    هر چند دورم از تو امـّـا بي رخ تو
    از زنـــدگي سيرم، بيا برگرد مولا

    از بس نشستم در غروب بي كسي ها
    هـر جمعه دلگيرم، بيا برگرد مولا

    مپسند چون رنگ شفق دلخون بمانم
    در صبـح تقديرم، بيا برگرد مولا

    فصل جواني با تو بودن عشــق دارد
    از غـم مكن پيرم، بيا برگرد مولا

    پرسند اگـر از منتــهاي آرزويــم
    ايـنست تكبيـرم، بيا برگرد مولا

    از آذري گر جان طلب كردي بگويد
    هر لحظه مي ميرم بيا برگرد مولا


    شعر : حاج حسين آذري

    منبع : madahan.com
    نوشته شده توسط فرزانه حبوطی در 2:49 | لینک ثابت بدون نظر

    یکشنبه بیست و یکم آذر 1389

    پروردگارا ؛ دلم را حسینی کن و مسیرم را حسینی گردان...

    آیا من واقعا عاشق امام حسین (ع) هستم ؟

    من که برای سیدالشهدا (ع) عزاداری می کنم

    آیا راه حسین را ادامه می دهم ؟

    اگر من حسینی هستم و شیعۀ حسین و آل حسین (ع)

    پس کجاست اخلاق حسینی ام ؟

    من از مکارم اخلاقی سیدالشهدا (ع) چه می دانم ؟

    از شجاعت حسین (ع) ،

    و از جوانمردی و بزرگواری ایشان چطور ؟

    من به عنوان جوانی مسلمان و ایرانی ؛

    از تواضع و خداترسی حسین (ع) چه می دانم ؟

    من از علم حسین (ع) ؛ از جود و سخای حسین (ع) چقدر می دانم ؟

    آیا زهد مولایم حسین (ع) در وجود من ؛ جای دارد ؟

    و آیا لیاقت رسیدن به زهد و تقوای حسین (ع) را دارم ؟

    من که ادعا دارم شیعۀ مولایم علی (ع) هستم و رهرو مولایم حسین (ع)

    چقدر به نماز ؛ ستون دینم ؛ اهمیت می دهم ؟

    آیا وقت اذان ؛

    دست از تمام امورم می کشم

    و سراغ عبادتم می روم ؟

    یا حسین (ع) .... فدای نماز ظهر عاشورایت شوم یا حسین (ع)

    من به عنوان یک مسلمان ؛

    چقدر با خانواده ام مهربان هستم ؟

    چقدر به پدر و مادرم ؛ احترام می گذارم ؟

    پدر و مادری که در سرای آخرت

    باید پاسخ دهم که چگونه با آنها رفتار نموده ام !

    آیا می دانم که یکی از خصایص اخلاقی مولایم حسین (ع)

    مهربانی با خانواده است ؟

    من به تبعیت از مولایم حسین (ع)

    چقدر به برادر دینی ام احترام می گذارم ؟

    اگر من رهرو بانویم زینب (س) هستم ؛

    آیا حجابم نیز مانند زینب (س) است ؟

    اگر من عاشق بانویم فاطمه (س) هستم ؛

    آیا فاطمی نیز زندگی می کنم ؟

    آیا زیبایی های ظاهر مرا ؛ نامحرم می بیند

    و من اینگونه بی توجه ام ؟

    یا زهرا (س) ... یا زینب (س) ... برسید به داد دل هایمان

    پروردگارا ؛ دلم را حسینی کن

    و مسیرم را حسینی گردان

    اگر ادعایم می شود که از منتظران مولایم صاحب الزمان (عج) هستم

    باید بتوانم هر روز دل آقایم و دل مولایم را شاد کنم

    نه اینکه با کوتاهی ها ؛

    و اهمال هایم ؛

    دل مولایم مهدی (عج) را به در آورم

     

    برس به داد دلم یا مهدی (عج)

     

    نوشته : خودم

    نوشته شده توسط فرزانه حبوطی در 2:51 | لینک ثابت 2 نظر

    شنبه هشتم آبان 1389

    بعد از شهدا ما چه کردیم ؟

    چفیه هاتان را به دست فراموشی سپردیم و وصیت نامه هایتان را نخوانده رها کردیم.

    پلاکهایتان را که تا دیروز نشانی از شما بود امروز گمنام مانده است.
    کسی دیگر به سراغ سربندهایتان نمی رود

    یا فاطمه زهرا (س) ما بعد از شهدا چه کردیم ؟ گریه

    یا الله ... الهی العفو ... الهی العفوگریه

    دیگر کسی نیست که در وصف گلهای لاله و شقایق شاعرانه ترین احساسش را بسراید و بگوید :
    چرا آلاله آنقدر سرخ است
    چرا کسی نپرسید مزار حاج حسین بصیر کجاست
    و چرا شهید محمدرضا در قبر خندید

    چرا وقتی که گفتیم :

    یک گردان که همگی سربند یا حسین (ع) بسته بودند شهید شدند کسی تعجب نکرد

    یا سید الشهدا (ع) .... یا حسین مظلوم (ع) گریه

    ما با خودمان چه کردیم مولا ؟

    چرا وقتی گفتند :
    تنی معبر عبور دیگران از میدان مین شد شانه ای نلرزید
    چرا هیچ کس نپرسید : به کدامین گناه هفتاد پاسدار را در شهر پاوه سربریدند
    وقتی که گفتیم بعد از پانزده سال پیکر شهیدی را سالم از زیر خاک بیرون آوردند کسی تعجب نکرد
    چرا کسی از حقوق آن کودکی که در حلبچه شیمیائی شد دفاع نکرد
    ولی با نام حقوق بشر حق را پایمال کردند.
    چرا نمی دانیم شیمیائی چیست و زخم شیمیایی چقدر دردناک است

    یا صاحب الزمان (عج)

    ما را ببخش مولا گریه

    شاید ما نیز از تاولهای بدنشان می ترسیم که روزی بترکد و ما نیز شیمیائی شویم .
    شاید اگر رنج آنها را می دیدیم درک می کردیم که چطور میشود یک عمر با درد زیست
    نمیدانم که چرا کسی نپرسید چگونه خدا خرمشهر را آزاد کرد !!
    ای شهیدان ما بعد از شما هیچ نکردیم.

    یا زهرا (س) ... ما چه کردیم ؟

    ما را ببخش بانو ، ما را ببخش گریه

    آن ندای یا حسین (ع ) که ما را به کربلا نزدیک و نزدیکتر می کرد دیگر بگوش نمی رسد.
    یادتان هست که به دختران این کشور گفتید سرخی خونمان را به سیاهی چادرتان به امانت می دهیم .
    آیا دختران ما امانت دار خوبی بودند و خونتان را فرش راه رهگذران نکردند ؟

    یادتان هست هنگامی که گفتید :
    رفتیم تا آسمانی شویم و شما بمانید و بگوئید که بر یاران خمینی (ره ) چه گذشت .
    رفتید ولی یادمان رفت که حتی یادمانتان را در یک هفته برگزار کنیم.

    کجائید ای شهیدان ِ خدایی گریه

    بلاجویان دشت کربلائی گریه

    جایتان خالی اینجا عده ای فرهنگ شهادت را خشونت طلبی می نامند
    و شهید را خشونت طلب

    وقتی حکایت شما را گفتیم فقط پچ پچی سر دادند و رفتند
    تا صلح را در کتاب جنگ و صلح تولستوی جستجو کنند.

    رفتند تا با نام شهید کیسه بدوزند ولی نفهمیدند که چطور بسیجیان همپای امامشان جام زهر را نوشیدند و چقدر سخت بود. دیگر کسی نیست تا قلب رهبر امت را شاد کند.

    عده ای مصلحت دیدند که مقابل توهین به اسلام و شهید سکوت کنند ولی ما مصلحت خویش را در خون رقم زدیم .

    راست گفته اند :
    که بهشت را به بها میدهند نه به بهانه و ما عمری است که بهانه بهشت را میگیریم .

    آری بسیجیان !!

    میدانم که از آن روزی که تمام شهیدان را بدرقه کردید و برگشتید دلهایتان را در سنگرها جا گذاشتید , میدانم که هنوز هم دلهایتان هوای خاکریزهای جنوب را می کند و می دانم که دیگر کسی از بسیج نمی گوید , ولی بدانید که تا شما هستید ما می توانیم از همت بشنویم و از خاطرات حسین خرازی لذت ببریم و پای صحبت مادر سه شهید محمدزاده بنشینیم , تا شما هستید میدانم که رهبر تنها نیست و تا شما هستید تنها عشق , تنها میداندار این عرصه است.

    تا به چشمه نور حيات روزنه ايست گریه

    تمام بود و نبودم فداي خامنه اي استگریه

    امروز کسانی از شهیدان سخن می گویند که از دیدن فشنگ نیز واهمه دارند.
    کسانی دم از شهادت می زنند که با شنیدن صدای آژیر تا کفشهایشان زرد می شود
    ولی در میدان عمل جز سکوت چیزی از آنها نمی بینی.

    کجائید ای سبکبالان عاشقگریه

    پرنده تر ز ِ مرغان هواییگریه

    ما ماندیم تا امروز از آنان بگوییم و فریاد برآوریم «ما از این گردنه آسان نگذشتیم ای قوم»
    ما ماندیم که نه یک هفته بلکه سالهای سال از آنان بگوییم . چرا که خون آنان است که می تپد.
    و یادمان نرود که اگر امروز در آسایش زندگی می کنیم مدیون آنانیم .
    مدیون حماسه هایی که آنان آفریدند.
    یادمان نرود که ما هنوز باید جواب بدهیم که :

     « بعد از شهدا چه کردیم »گریه

    منبع :  http://www.abosharif.isarblog.com

    لینک مطلب

     

    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    1. با اجازه اثر مطلب ، عکس ها و نوشته های کوچکی بین نوشته زیبایشان در متن اضافه کردم امیدوارم حلال کنند...
    2. اگر عاشق شهدا و عاشق صاحب الزمان (عج) هستی ، برای سلامتی و تعجیل در ظهور مولایمان مهدی (عج) یک صلوات بفرست

    « اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم »

    نوشته شده توسط فرزانه حبوطی در 5:40 | لینک ثابت 6 نظر

    دوشنبه بیست و ششم مهر 1389

    سفارش نماز صبح و مغرب

    سفارش نماز صبح و مغرب

    نويسنده:محمد محمدي اشتهاردي
    منبع:داستان صاحبدلان

    مرحوم كليني و شيخ طوسي و طبرسي از زهري نقل كرده اند كه گفت : بسيار و مدتها در طلب حضرت مهدي (عليه السلام) بودم ، و در اين راه اموال فراواني (در راه خدا) خرج كردم و به هدف نرسيدم ، تا اينكه به خدمت محمد بن عثمان (دومين نايب خاص امام زمان در عصر غيبت صغري كه بسال 305 هجري از دنيا رفت) رسيدم ، و مدتي در خدمت او بودم تا روزي از او التماس كردم كه مرا به خدمت امام زمان (عليه السلام) ببرد، او پاسخ منفي داد، بسيار تضرع كردم ، سرانجام به من لطف كرد و فرمود: فردا اول وقت بيا، وقتي فرداي آن روز، اول وقت به خدمت او رفتم ، ديدم همراه جواني خوش سيما و خوشبو مي آيد، به من اشاره كرد اين است آنكه در طلبش هستي . به خدمت امام زمان (عليه السلام) رفتم و آنچه سوال داشتم مطرح كردم و جواب مرا فرمود، تا به خانه اي رسيديم و داخل خانه شد و ديگر او را نديدم . در اين ملاقات دوبار به من فرمود: از رحمت خدا دور است كسي كه نماز صبح را به تاخير بيندازد تا ستاره ها ديده نشود، و نماز مغرب را تاخير اندازد تا ستاره ديده شوند.
    نوشته شده توسط فرزانه حبوطی در 1:11 | لینک ثابت 8 نظر

    شنبه بیست و چهارم مهر 1389

    انتظار...

     

     

      انتظار

    ای نگاهت دوای هـــــر دردی
    آرزو می کنم که بـــــــرگردی

    کاش من باخبر شـــوم روزی
    لحظه ای بر دلم گــــذر کردی

    زنده ام من به عشق دیدارت
    بسته جانم به روی زیبــــایت

    منتـــــظر مانده چشم گریانم
    پس کجایی ؟ دلم به قربــانت

    مثل مهتاب و آسمان هستی
    آفتابی ، تو مهربـــان هستی

    با تو معنای عشق کامل شد
    یار و مولای عاشقان هستی

    جمعه ها دل که بیقرارت شد
    تا سحر چشم انتـــظارت شد

    اشکها ریختم شبـــــــانگاهان
    چون امیدم به نوبــــهارت شد

    ای که بر درد و غم دوا هستی
    نور عشقی و با وفـــا هستی

    بی تو طاقت ندارد این دل بیا
    صبر تا کی کنم؟ کجا هستی؟

    شعر : فرزانه حبوطی 

    چاپ شده در کتاب « پرسه در کوچه پس کوچه های شعر » جلد اول
    انتشارات پورنگ

     

    نوشته شده توسط فرزانه حبوطی در 0:28 | لینک ثابت یک منتظر

    جمعه بیست و سوم مهر 1389

    دستانم برای با تو بودن خالیست

    دستانم برای با تو بودن خالیست

    دعا به معنای واقعی

    تمام خاطراتم را به دنبال تو گشتم... یا بهتر بگویم به یـاد تو...

    تمام جانم را در کف دستــانم گرفتم و به یـادت فریاد بر آوردم...

    می‌دانم که برای بـــا تو بودن دستانم خــالیست...

    تمام هستی نداشته‌ام را به تو هدیه خواهم داد...

    بــاشد که دلم را به آرامش برســـانی،
    تــا تمــام خاطراتم را قاب بــگیــرم و از دیـــوار سـینـــه ام بیـــاویـــزم ...

    تمام روزهایم به چوب خط زدن‌های روزهای نبودنت سپری شد!

    بیا....
    منبع : سایت تبیان

    نوشته شده توسط فرزانه حبوطی در 22:57 | لینک ثابت بدون نظر

    جمعه بیست و سوم مهر 1389

    ببخشید که انتظار، انتظار می‌کنیم

    ببخشید که انتظار، انتظار می‌کنیم

    منتظر، امام زمان، فرج


    اماما سلام!

    مهدی‌جان سلام!

    گل نرگسم سلام!  

     آقاجان...!

    می‌دانم که دیر کردیم...

    می‌دانم که هنوزم که هنوز است، در انتظار آمدن‌مان صبر می‌کنی...!

    می‌دانم که با این همه انتظار, انتظار,کردن‌مان، هنوز هم الفبای انتظار را نیاموخته‌ایم...! 

    امّا شما... امّا شما هنوز هم چشم امیدتان به ما مردم زمانه است...!

     مولاجان...!

    سال‌هاست کنارمان بوده‌ای!

    سال‌هاست که در کوچه‌ها و خیابان‌هایمان، از کنارمان به آرامی گذشته‌ای....

    سال‌هاست برایمان دعا می‌کنی و واسطۀ فیض ما با آسمانی...!

     یا صاحب الزمان...

    امّا ما زمینیان، با صاحب و امام‌مان چه کردیم!؟

    آیا این ما نبودیم که با گناهان‌مان، شما را آزردیم و هر چه بیشتر بر دوران غیبت‌تان افزودیم...!؟

     یا بقیة الله...

    ما همان‌هایی هستیم که اَمان خویش را گم کردیم، امّا حقیقتاً به جستجویش برنخاستیم...!

    ما همان‌هایی هستیم که در سایۀ نام شما، روزگار گذراندیم، امّا قدمی برای زدودن نقاب غیبت از روی دلنشین شما برنداشتیم...  

     آقاجان...

    می‌دانم که همۀ حرف‌هایمان ادّعایی بیش نبوده است...

    امّا...

     ای گل نرگسم...

    با همۀ نبودن‌ها و ادّعاهایمان...!

    با همۀ بی‌مهری‌ها و ظلم‌هایی که در حق شما روا داشتیم...!

    باز هم بر ما گران است که شما را ببینیم امّا شما را نشناسیم...!

    بر ما گران است که صدای همگان را بشنویم، امّا صدای دلنشین شما را نشنویم...!  

     مهدی جان...

    بر ما گران است که الطاف شما را به عینه در زمین ببینیم، ولی دشمن بر ما طعنه زند و حقایق بودن‌تان را انکار کند...

    ای اَمان آسمان و زمینیان....

    بر ما بتاب ای خورشید امامت...  

    یا صاحب الزمان، عجل علی ظهورک...

    العجل العجل یا مولای یا صاحب العصر و الزمان

    منبع : سایت تبیان

    نوشته شده توسط فرزانه حبوطی در 22:30 | لینک ثابت بدون نظر

    جمعه بیست و سوم مهر 1389

    هشدارهای غیبت حجت الهی!

    أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ؛ آيا مردم پنداشتند كه وقتي گفتند ايمان آورديم، رها مي شوند، و آزموده نمي شوند؟ 1
    رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمودند:
    اين مردم ناگزير، در امتحاني بايد بيفتند تا پس از پيامبران خود آزموده شوند، براي آنكه راستگو از دروغگو شناخته شود. 2
    و در روايت ديگر آمده است:
    مردم، آزموده مي شوند، همان سان كه طلا آزموده مي شود. و خالص مي شوند، همان گونه طلا خالص مي گردد. 3 امام صادق عليه السلام فرمودند:
    همان گونه كه خداوند، مرگ مردم را قبل از فرا رسيدن زمان آن مي داند، كساني را كه جهاد مي كنند، از آنها كه اهل جهاد نيستند، باز مي شناسد، حتي قبل از خلفت ايشان در اين جهان.4

    پس اين آزمون براي چيست؟

    اين آزمون براي آن است كه هر فردي با قدرت و اختيار موهبتي الهي، در ميان امواج سهمگين روزگار، دست و پا بزند، و گوهر وجود هر كس در اين ميان شكوفا شود. تا در آن روزي كه امام عصر عجل الله تعالي فرجه پاي در ركاب مي نهد، كسي به حضرتش اعتراض نكند كه چرا به فلان شحص امتياز دادي و به من چنان امتياز ندادي؟!
    اين حقيقت والا، همان انتظار است كه بر اساس آن آزمايش صورت مي گيرد. در برخي زمانها، شدت اين امتحان بيشتر است، كه زمان غيبت، يكي از آن زمانها است.
    در اين دوره، عده اي در بوته آزمايش الهي، با تمام سختي ها ايمانشان را نگاه مي دارند. اما اين افراد، قليل و اندك شمارند.
    امام صادق عليه السلام فرمودند:
    به خدا قسم، آنچه چشم انتظار آن هستيد،( امر ظهور امام عصر عليه السلام) واقع نمي شود، تا اينكه از هم جدا شويد و آزمايش گرديد. و باقي نمي مانند، مگر عده اي بسيار اندك … 5
    جمعي فراوان، در مقابل فتنه ها و سختي هاي دوران غيبت، يك يك از دين الهي خارج مي شوند. پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند:
    گاه فرد در حال ايمان صبح مي كند، و در حال كفر روز را به شب مي رساند. و گاه در حال ايمان شب مي كند، و در حال كفر به صبح مي رسد! بعضي از شما، دين خود را به متاعي اندك از حطام دنيا مي فروشند.6
    امروز به ياد او سخن مي گويم
    شادم همه جا كه ردّ پايش جويم
    فردا، چه كنم اگر ورق برگردد
    لطفي! كه تمام عمر، راهش پويم

    فتنه هاي زمان غيبت امام عصر ارواحنا فداه، بسيار خطرناك و سهمگين هستند، اميرالمومنين عليه السلام در اين مورد مي فرمايند:
    نشانه ي آن، هنگامي است كه مردم نماز را بميرانند، امانت را ضايع كنند، دروغ را جايز شمارند، ربا بخورند، رشوه بگيرند، بناهاي محكم و مرتفع بسازند، دين را براي دنيا بفروشند، سفيهان را به كار گيرند،... از خويشان خود ببُرند، از هواي نفس پيروي كنند، خونها را سبك شمارند، شهادت هاي دروغ آشكار شود، فحشا معمول گردد، بهتان و گناه و سركشي رايج گردد.7
    در چنين زماني اشيت كه بايد:
    - در مقابل سختي ها، صبر پيشه كنيم.
    - خود را به ريسمان محكم الهي (امام عصر عليه السلام) پيوند دهيم.
    - همواره در حال دعا و راز و نياز با آن بزرگ باشيم.
    - پيوسته، از ايشان بخواهيم كه ما را در راه هدايت خويش نگاه دارد، و فرجامي نيكو به عمرمان بخشد.
    - عاجزانه بخواهيم كه ما را از مهالك خطرناك آخرالزّمان در امان بدارند، و در پايداري و حفظ دينمان، قدم ثابت به ما عطا فرمايند.
    بدانيم كه اگر در حفظ دينمان بكوشيم و بر سختي هاي دوران غيبت صبر كنيم؛ اميد است چنان كه خداي عزوجل مي فرمايد: به بهشت پروردگار داخل شويم، و از نعمت هاي جاوداني و بي زوال آن بهره گيريم. 8

    پی نوشت :

    1. عنکبوت/۱
    2. تفسير شريف لاهيجي، ج3، ص 505.
    3. بحار الانوار، ج52، ص115، ح35
    4. تفسير كنزالدفائق، ج3، ص232.
    5. بحار الانوار، ج52، ص113، ح24
    6. الزام الناصب، ص 64و182و195. منتخب الاثر، ص425
    7. الزام الناصب، ص 180
    8. آل عمران142

    برگرفته از كتاب درس نامه انتظار

     

    نوشته شده توسط فرزانه حبوطی در 3:15 | لینک ثابت یک منتظر